تبلیغات

ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار وبلاگ

تصویر ثابت

نور آسمانی ... - م ن ت ظ ر


آمدم دنیا برای دیدن روی علی     ورنه با این مردم دنیا چه کاری داشتم
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

.:حرف دل:.

آری آقا جان زمان آن رسیده است که اللهم نشکو الیک فقد نبینا و غیبیة امامنا را بخوانیم. زمانه تاب ادامه دادن برایمان نگذاشته است.اما نمیدانم تا کدامین آدینه باید منتظرطلوع آن نـــــــورآسمــــــــــــــانی بمانیم و بسوزیم؟! اما میدانم مقصر خودمان و گناهانمان است چراکه از هزاران سال پیش تا کنون ملبیانی نبوده اند که دعوتت را لبیک گویند.آخر، این همه لاف زن و مدعی اهل ظهور پس چرا یار نیامد که نثارش باشیم؟؟؟!! مولای من طعنه ها و زخم زبان های مردم بی مهر زمانه نمکی است بر زخم دل عاشقان و دلسوختگان این وادی اما به عشق لبیک ندای منادی صبر میکنیم... آقاجان ، ما از تو به غیر از تو نداریم تمنا حلوا به کسی ده که محبت نچشیدست

تماس با ما

.:پشتیبانی آنلاین:.



.:معرفی سایت به دوستان:.

 
نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:


Powered by ParsTools

نویسندگان

آمار

کل مطالب ارسالی:
کل نویسندگان:
بازدید امروز:
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل:
بازدید کل :
آخرین بازید :
آخرین بروزرسانی:

ای نگار دلم نمی آیی؟؟؟!!!!

اسلایدر

آمدم دنیا برای دیدن روی علی     ورنه با این مردم دنیا چه کاری داشتم
موضوع: دل نوشته | نویسنده: حسین زیبنده

هیچ میدانی كه چیست منتظر؟

«م» یعنی مرارت؛ یعنی سختی! آن‌گاه كه تاریك‌دلان از وحشت انوارِ هدایتِ آن ساقی جان‌های خستة دوران، دست به هر حربه‌ای زدند؛ از آن ائتلاف دوازده نفریِ منافقان بر خاموش كردن شعلة نبوت در جنگ حنین گرفته تا سقیفة شوم و خفقان و زور؛ و تا قربانگاه عاشقان در مسلخ عشق كرب و بلا. آری! شهد شیرین شیعه، اگر چه همیشه چون سلسبیل، گوارا بوده و هست، ولی هماره، نشسته بر ساحل مرارت‌ها، شعار «البلاء للولاء» سر داده است.

«ن» یعنی نیاز؛ یعنی عطشِ بی‌كسی و بی‌یاوری؛ آن‌ هم در این وانفسای بهت‌انگیز و در این ظلمت‌سرای نفاق و فساد و ستمگری زمانه...

«ت» یعنی تلاش؛ یعنی تلاش برای تمهید اسباب ظهور؛ از تزكیه و تهجد و تقوی گرفته تا چشم به راهیِ آن یوسفِ بازار شیدایی...

«ظ» یعنی ظهور قسط و خیزش عدالت، در نهایت ظهور ستم و ظلم...

«ر» یعنی رهایی؛ یعنی رحمت در سپیده دم رجعت؛ آن قیامت صغرا؛ آن تجلی انوار ربوبیت در پهنة شعف‌زای مدینة فاضله...

پس ای منتظر! ای مرارت كشیده و هجران دیده! نیاز را از عطش سیراب كن و جهدی نما تا در جولانگاه ظلم و ستم، صراط قسط و عدالت را بیابی و بر قلة رهایی، قدم گذاری و رحمت ارث صالحان را استشمام كنی. آیا نمی‌بینی كه صبح، نزدیك است؟!

                                           الیس الصبح بقریب؟؟