تبلیغات

ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار وبلاگ

تصویر ثابت

نور آسمانی ... - عرفه


آمدم دنیا برای دیدن روی علی     ورنه با این مردم دنیا چه کاری داشتم
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

.:حرف دل:.

آری آقا جان زمان آن رسیده است که اللهم نشکو الیک فقد نبینا و غیبیة امامنا را بخوانیم. زمانه تاب ادامه دادن برایمان نگذاشته است.اما نمیدانم تا کدامین آدینه باید منتظرطلوع آن نـــــــورآسمــــــــــــــانی بمانیم و بسوزیم؟! اما میدانم مقصر خودمان و گناهانمان است چراکه از هزاران سال پیش تا کنون ملبیانی نبوده اند که دعوتت را لبیک گویند.آخر، این همه لاف زن و مدعی اهل ظهور پس چرا یار نیامد که نثارش باشیم؟؟؟!! مولای من طعنه ها و زخم زبان های مردم بی مهر زمانه نمکی است بر زخم دل عاشقان و دلسوختگان این وادی اما به عشق لبیک ندای منادی صبر میکنیم... آقاجان ، ما از تو به غیر از تو نداریم تمنا حلوا به کسی ده که محبت نچشیدست

تماس با ما

.:پشتیبانی آنلاین:.



.:معرفی سایت به دوستان:.

 
نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:


Powered by ParsTools

نویسندگان

آمار

کل مطالب ارسالی:
کل نویسندگان:
بازدید امروز:
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل:
بازدید کل :
آخرین بازید :
آخرین بروزرسانی:

ای نگار دلم نمی آیی؟؟؟!!!!

اسلایدر

آمدم دنیا برای دیدن روی علی     ورنه با این مردم دنیا چه کاری داشتم
| نویسنده: حسین زیبنده

بازهم رفتند... خوشابه حالشان
همان عارفان وادی عرفات، آن طالبان شعور مشعر و همانانی که همسفران مسافر عشقند. همان محرمان خلوت انس و حاجیان کوی عشق...
چه حال و هوای عجیبی دارد... چقدر دلم تنگ است برای مدینه... چه قدر دلم تنگ است برای آن حال و هوا و عظمت مطاف و چه قدر دلم تنگ است برای آن نقطه ی عاشقی (***مکه***)...!!!
اما مائیم جاماندگان آن وادی، و همچنین منم جامانده ی سفره ی رمضان... اما به حرمت عظمت امامی جاماندگان رمضان را مشتاق عرفه داده اند...
شاید به خاظر همین است که قبل از اینکه به حاجیان نگاه کنند زائران ابی عبدالله را نگاه می کنند...
خوشا به حالشان، این امید را دارند که شاید آن حاجی حقیقی را دیدند... شاید با او همسفر شوند... آخر او حتما در عرفات حضور دارد!! و چه سخت است خداحافظی با آن حال و هوا... چه قدر سخت است شب هایی را با یاد و خاطره ی آن جا به صبح رساندن... چه قدر سخت است تحمل فراق ...

الهب خانه کجا و صاحب خانه کجا؟
طائف آن کجا و عارف این کجا؟
آن سفرجسمانی است و این روحانی
آن برای دولتمند است و این برای درویش
آن اهل و عیال را وداع کند و این ماسوا را
آن ترک مال کند و این ترک جان
سفر آن در ماه مخصوص است و این را همه ماه
آن را یک بار و این را همه عمر
آن میرود که برگردد، این میرود که نام و نشانی از آن نماند
آن مُحرم میشود و این مَحرم
آن لبیک میگوید و این لبیک میشنود
آن را کوه صفاست و این را روح صفا
آن هرروله میکند و این پرواز
آن آب زمزم مینوشد و این آب حیات
آن درک منا آرزو کند و این ترک تمنا
آن بهشت میطلبد و این بهشت آفرین
آخر آن حاجی شود و این ناجی
خوشا آن حاجی که ناجی است...
(علامه حسن زاده)




آیا می شود خانه کعبه را نگریست اما از ابراهیم خلیل و اسماعیل ذبیح سخن به میان نیاورد . . .

آیا می شود صفا و مروه را دید اما از هاجر سخن نگفت . . .

مگر می توان عرفات را دید و از مولایمان اباعبدلله الحسین (ع) و اصحابش چیزی نگفت چرا که زمزمه ها و مناجاتش دل سنگ را می سوزاند عشق بازی با معبود را باید از تو آموخت و خدا را باید از زمزمه های شما در عرفات شناخت و عاشق شد باید درس گرفت از این مناجات عاشقانه در قتلگاه عاشورا ....

که نه یک قربانی مثل اسماعیل بلکه همه فرزندان و اصحاب و هستی خویش را در راه خدا و زنده نگهداشتن اسلام به نمایش گذاشت روز عرفه و عید قربان باید اقتدا کرد به مولایمان حضرت اباعبدلله (ع) و با خویشتن خلوت کنیم و خدا را قسم داد به خون عزیز زهرا (س) که از این امتحان الهی سربلند بیرون آییم .

روز عرفه جاماندگان شب های قدر فرصت دوباره پیدا می کنند تا آمرزیده و دوباره متولد شوند، باید از این فرصت که به واسطه امام حسین (ع) به ما اعطا شده است استفاده لازم را برد و مهیای عزاداری برای سرور و سالار شهیدان اباعبدالله الحسین (ع) شویم و توشه ای برای آخرت خود ذخیره کنیم .

سلام برعشق ، سلام بر عرفات ، سلام بر قربان و سلام بر حسین مولا و آقایمان و تمام زندگیمان
"لبیک با حسین (ع) "