تبلیغات

ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار وبلاگ

تصویر ثابت

نور آسمانی ...


آمدم دنیا برای دیدن روی علی     ورنه با این مردم دنیا چه کاری داشتم
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

.:حرف دل:.

آری آقا جان زمان آن رسیده است که اللهم نشکو الیک فقد نبینا و غیبیة امامنا را بخوانیم. زمانه تاب ادامه دادن برایمان نگذاشته است.اما نمیدانم تا کدامین آدینه باید منتظرطلوع آن نـــــــورآسمــــــــــــــانی بمانیم و بسوزیم؟! اما میدانم مقصر خودمان و گناهانمان است چراکه از هزاران سال پیش تا کنون ملبیانی نبوده اند که دعوتت را لبیک گویند.آخر، این همه لاف زن و مدعی اهل ظهور پس چرا یار نیامد که نثارش باشیم؟؟؟!! مولای من طعنه ها و زخم زبان های مردم بی مهر زمانه نمکی است بر زخم دل عاشقان و دلسوختگان این وادی اما به عشق لبیک ندای منادی صبر میکنیم... آقاجان ، ما از تو به غیر از تو نداریم تمنا حلوا به کسی ده که محبت نچشیدست

تماس با ما

.:پشتیبانی آنلاین:.



.:معرفی سایت به دوستان:.

 
نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:


Powered by ParsTools

نویسندگان

آمار

کل مطالب ارسالی:
کل نویسندگان:
بازدید امروز:
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل:
بازدید کل :
آخرین بازید :
آخرین بروزرسانی:

ای نگار دلم نمی آیی؟؟؟!!!!

اسلایدر

آمدم دنیا برای دیدن روی علی     ورنه با این مردم دنیا چه کاری داشتم
| نویسنده: حسین زیبنده

در سینه شراره های غم میریزیم
خون پای ورودی حرم میریزیم
گر پا بگذارید به صحن زینب(س)
والله زمانه را به هم میریزیم....
باز هم سکوت در برابر حنایت... آیا باز هم به غیرت انسانیمان بر نمیخوررد؟؟؟؟ آخر چیزی نشده، بگذا زندگی کنیم...مگر اعدام کردن بچه ی یک و نیم ساله فریاد دارد؟؟؟ یا اینکه سربریدن مادر در برابر فرزند داد و بیداد میخواهد؟؟؟؟ آخر این ها گناهشان چیست؟؟؟؟ بی بهانه غارت میکنند. بی بهانه حمله میکنند.بی بهانه میکشند و میروند...این ها عبرت ندارد؟؟؟...
فاجعه میانمار را که یادمان رفت، حتما سوریه هم میگذرد...
نمیدانم طاقت دیدن عکس های جنایت را دارید یانه. آخر بازهم منافعمان را منافع آمریکا و صهیونیست و وهابیت کثیف می دانیم؟؟ آخرالزمان شده اما انسانیتمان که فراموش نشده...
بشنوید صدای هل من ناصر را...
فقط ببینید: http://www.google.com/search?biw=1366&bih=618&tbm=isch&sa=1&q=جنایات+سوریه&oq=جنایات+سوریه&gs_l=img.3...325941.333229.0.333527.0.0.0.0.0.0.0.0..0.0....0...1c.1.26.img..0.0.0.ZOaUwMuqHe0




| نویسنده: حسین زیبنده

بازهم رفتند... خوشابه حالشان
همان عارفان وادی عرفات، آن طالبان شعور مشعر و همانانی که همسفران مسافر عشقند. همان محرمان خلوت انس و حاجیان کوی عشق...
چه حال و هوای عجیبی دارد... چقدر دلم تنگ است برای مدینه... چه قدر دلم تنگ است برای آن حال و هوا و عظمت مطاف و چه قدر دلم تنگ است برای آن نقطه ی عاشقی (***مکه***)...!!!
اما مائیم جاماندگان آن وادی، و همچنین منم جامانده ی سفره ی رمضان... اما به حرمت عظمت امامی جاماندگان رمضان را مشتاق عرفه داده اند...
شاید به خاظر همین است که قبل از اینکه به حاجیان نگاه کنند زائران ابی عبدالله را نگاه می کنند...
خوشا به حالشان، این امید را دارند که شاید آن حاجی حقیقی را دیدند... شاید با او همسفر شوند... آخر او حتما در عرفات حضور دارد!! و چه سخت است خداحافظی با آن حال و هوا... چه قدر سخت است شب هایی را با یاد و خاطره ی آن جا به صبح رساندن... چه قدر سخت است تحمل فراق ...

الهب خانه کجا و صاحب خانه کجا؟
طائف آن کجا و عارف این کجا؟
آن سفرجسمانی است و این روحانی
آن برای دولتمند است و این برای درویش
آن اهل و عیال را وداع کند و این ماسوا را
آن ترک مال کند و این ترک جان
سفر آن در ماه مخصوص است و این را همه ماه
آن را یک بار و این را همه عمر
آن میرود که برگردد، این میرود که نام و نشانی از آن نماند
آن مُحرم میشود و این مَحرم
آن لبیک میگوید و این لبیک میشنود
آن را کوه صفاست و این را روح صفا
آن هرروله میکند و این پرواز
آن آب زمزم مینوشد و این آب حیات
آن درک منا آرزو کند و این ترک تمنا
آن بهشت میطلبد و این بهشت آفرین
آخر آن حاجی شود و این ناجی
خوشا آن حاجی که ناجی است...
(علامه حسن زاده)




آیا می شود خانه کعبه را نگریست اما از ابراهیم خلیل و اسماعیل ذبیح سخن به میان نیاورد . . .

آیا می شود صفا و مروه را دید اما از هاجر سخن نگفت . . .

مگر می توان عرفات را دید و از مولایمان اباعبدلله الحسین (ع) و اصحابش چیزی نگفت چرا که زمزمه ها و مناجاتش دل سنگ را می سوزاند عشق بازی با معبود را باید از تو آموخت و خدا را باید از زمزمه های شما در عرفات شناخت و عاشق شد باید درس گرفت از این مناجات عاشقانه در قتلگاه عاشورا ....

که نه یک قربانی مثل اسماعیل بلکه همه فرزندان و اصحاب و هستی خویش را در راه خدا و زنده نگهداشتن اسلام به نمایش گذاشت روز عرفه و عید قربان باید اقتدا کرد به مولایمان حضرت اباعبدلله (ع) و با خویشتن خلوت کنیم و خدا را قسم داد به خون عزیز زهرا (س) که از این امتحان الهی سربلند بیرون آییم .

روز عرفه جاماندگان شب های قدر فرصت دوباره پیدا می کنند تا آمرزیده و دوباره متولد شوند، باید از این فرصت که به واسطه امام حسین (ع) به ما اعطا شده است استفاده لازم را برد و مهیای عزاداری برای سرور و سالار شهیدان اباعبدالله الحسین (ع) شویم و توشه ای برای آخرت خود ذخیره کنیم .

سلام برعشق ، سلام بر عرفات ، سلام بر قربان و سلام بر حسین مولا و آقایمان و تمام زندگیمان
"لبیک با حسین (ع) "



موضوع: دل نوشته | نویسنده: حسین زیبنده



گاه و بیگاه این دل تنگم                    از حصار قفس رها میشد
از غم هرچه داشت دل میکند           راهی راهی آشنا میشد
مأمنی در شمال شرق زمین            منزل دل شکسته ها میشد
یک خیابان منتهی به بهشت             گاه گاهی پناه ما می شد
او که خود غربتش زبان زد ماست      میزبان غریبه ها میشد
به چه حال خوشی دلم وقتی           زائر مشهدالرضا میشد
میهمان ها اگرچه بد و چه خوب       میرسیدند از شمال و جنوب
میزبانی رئوف چشم به راه             همهمه ازدحام صبح و غروب
باز هم مثل بارهای دگر                   از ته دل تو را صدا زده ام
دل به دریا زدم و قلبم را                  بین خوبان چه خوب جازده ام
باهمه کوله بار رو سیهی                لطف تو سایه ی سرم شده است
و تو بار دگر کرم کردی                    روزیم بازهم حرم شده است
پشت در زیر سایه ی ایوان             السلام علیک یا سلطان
یا امام رئوف ادرکنی                      این منم همان بد هربار
بارها شاهدی که خوب شدم         تحت تأثیر لحظه ی دیدار
با تمام وجود حس کردم                 که حریم حرم امانم داد
بارها با دو چشم خود دیدم             آنچه را خواستم همانم داد
تا به بیراهه ای دچار شدم             این حرم راه را نشانم داد
با جهانی عوض نخواهم کرد           لذت کاسه های آبش را
به دو عالم نمی دهم به خدا          یک نفس صحن انقلابش را
شرح احوال من نگفتنی است        من کجا و لطف بی حد تو
گرچه لایق نبوده ام اما                   قسمتم گشته باز مشهد تو
عاشقی رو سیاه و پر دردم            تو نبودی اگر چه میکردم
این زیارت به انتهاش رسید              مددی کن دوباره برگردم...


مشهد ... زیارت ... گنبد طلا... صحن انقلاب ...  واژه هایی آشنا اما پر از جسرت... باز می شود که ببینم آن صحن آسمانی را؟؟؟







موضوع: دل نوشته | نویسنده: حسین زیبنده



باز هم کاروان راهی شد...
بازهم عده ای کربلایی شدند اما ...
باز هم ارباب دوستانش را طلبید اما ...
دوباره هم جاماندم.باز هرچه گشتم اسمم در لیست زائران نبود. باز روزشماری می کنم.باز عقده های دل را در تنهائیم باز میکنم.باز تنهائیم را با خاطرات کربلا بارانی میکنم.باز با فراق کربلا میسوزم اما...
عمری است منتظر گوشه نگاهی هستم.یا بهتر بگویم، عمری است انتظار نیمه نگاهی به شش گوشه را میکشم. هر صبح با سلامی رو به کربلا آه و حسرتی میکشم و روز دیگری را به روز های فراق اضافه میکنم و هرشب را به امید وصال به صبح می رسانم.
نمیدانم از کجا بگویم!!! از بین الحرمین بنویسم یا خاطره های حرم سقای کربلا را بگویم.
از تل زینبیه بگویم یا خیمه گاه را توصیف کنم.اما دریغ از اینکه هیچ کدام قابل توصیف نیست. باید دید...
آقاجان این دفعه را صادقانه میگویم. دلم برای شب های حرمت پر میزند. هرچند بدم اما قلبی دارم هوایی حرمت...قلبی که هرلحظه با یاد کربلا می تپپد.
آقاجان باز هم حال و هوای دل ابری است و آسمان چشمم هوای باریدن دارد...
آری دلم تنگ است، تنگ غروب کربلاست، تنگ حرم ارباب است
 
هرکی یه آرزو داره منم به آرزو دارم                   یعنی میشه یه بار منم سر رو ضریحت بذارم
هرجا میرم به من میگن حسین جوابت نمیده       اگر تو نوکری چرا کربلا راهت نمیده
به دل میگم غصه نخور یه روزی نوبتت میشه       آخر یه روزی دیدن کربلا قسمتت میشه...

**شب های جمعه میمیرم براتون
   اشک غریبی میریزم براتون
   بیچاره اون که حرم رو ندیده
  بیچاره تر اونکه دید کربلا رو...**


موضوع: نوای دل | نویسنده: حسین زیبنده



حرم نه گنبد نه (حاج رضا بذری)  ......................................   حجم:900 KB                  دانلود
چه حرمی داره حسین(محمدحسین حدادیان).....................  حجم 1/82 MB                  دانلود
سلام من به مدینه (حاج منصور ارضی)................................ حجم: 3/77 MB                 دانلود
یه مدینه (حاج محمود کریمی) ...........................................  حجم:1/80 MB                دانلود


جهت دانلود روی گزینه دانلود کلیک راست نموده و سپس گزینه Save Target As و یا Save Link As را انتخاب نمایید.




تعداد صفحات :7
    1   2   3   4   5   6   7